X
تبلیغات
دلنوشته های عاشق با نجابت
دلنوشته های عاشق با نجابت
قالب وبلاگ
تنگی دلم از کوچکی جسه ام نیست ، بلکه از دوری قلب توست .

خستگی تنم از کوچکی دنیا نیست ، بلکه از ندیدن روی توست .

گرچه دوست خوبی نیستم ولی بی وفا نیستم .

عشقم که هیچ ، تنم فدای دوست .

[ سه شنبه دهم آبان 1390 ] [ 16:54 ] [ سمر ] [ ]

اگر مانده بودي
تو را تا  به عرش خدا مي رساندم
اگر مانده بودي
تورا تا دل قصه ها مي كشاندم…
اگر با تو بودم
به شب هاي غربت
كه تنها نبودم
اگر مانده بودي
ز تو مي نوشتم
تو را مي سرودم…
مانده بودي اگر نازنينم
زندگي رنگ و بوي دگر داشت
اين شب سرد و غمگين غربت
با وجود تو رنگ سحر داشت
با تو اين مرغك پر شكسته
مانده بودي اگر بال و پر داشت
با تو بيمي نبودش ز طوفان
مانده بودي اگر همسفر داشت
هستي ام را به آتش كشيدي
سوختم من ، نديدي ، نديدي…
مرگ دل  آرزويت اگر بود
مانده بودي اگر مي شنيدي…
با تو دريا پر از ديدني بود
شب ستاره گلي چيدني بود
خاك تن شسته در موج باران
در كنار تو بوسيدني بود
بعد تو خشم دريا و ساحل
بعد تو پاي من مانده در گِل
مانده بودي اگر موج دريا
تا ابد هم پر از ديدني بود …
با تو و عشق تو زنده بودم
بعد تو من خودم هم نبودم
بهترين شعر هستي را با تو
مانده بودي اگر مي سرودم

[ دوشنبه نهم آبان 1390 ] [ 16:30 ] [ سمر ] [ ]
ای کاش گذر زمان در دستم بود

تا لحظه های با تو بودنم را آنقدر طولانی میکردم

که برای بی تو بودنم وقتی نمی ماند . . .

دلتنگم ، دلتنگ (ا.م)

[ یکشنبه هشتم آبان 1390 ] [ 1:9 ] [ سمر ] [ ]
زندگی را با همین غمها خوش است

با همین بیش و همین کم ها خوش است

باختم و هیچ شاکی نیستم

بر زمین خوردم و خاکی نیستم

[ شنبه هفتم آبان 1390 ] [ 14:56 ] [ سمر ] [ ]
به وسعت قلب کوچکم عاشقتم و به یادت

شاید کم باشد اما ،

قلب هر کس تمام زندگی اوست

[ دوشنبه دوم آبان 1390 ] [ 11:16 ] [ سمر ] [ ]
وقتی قرار شد من بی قرار تو باشم

ناگهان تو تنها قرار زندگی ام شدی ! ! !

[ جمعه بیست و نهم مهر 1390 ] [ 19:19 ] [ سمر ] [ ]
گل لاله

گل نرگس

گل رز

گل مریم

گل پونه

گل یاس

همه ی این گل ها و این پست تقدیم به کسی که خودش سرور گل هاست (ا.م)

سلام

سلامی تقدیم به تو که با همه ی دلتنگی هایم در کویر باورهایم دوستت دارم.

به تو که حتا نگاه سردت را به آغوش گرم شقایق هم نخواهم داد ،

تا بدانی باورسبز با تو بودن ، امید فردایی روشن است .

از حالا تا لحظه ی رسیدنم به تو میپرستمت عشق من .

[ دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 ] [ 16:39 ] [ سمر ] [ ]

شب، همه دروازه‌هايش باز بود

آسمان چون پرنيان ناز بود

 گرم، در رگ هاي‌ ما، روح شراب

همچو خون مي‌گشت و در اعجاز بود

 با نوازش‌هاي دلخواه نسيم

نغمه‌هاي ساز در پرواز بود

 در همه ذرات عالم، بوي عشق

زندگي لبريز از آواز بود

 بال در بال كبوترهاي ياد

روح من در دوردست راز بود

     فريدون مشيري

[ یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 ] [ 0:36 ] [ سمر ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
امکانات وب
I LOVE YOU
I LOVE YOU
I LOVE YOU
I LOVE YOU
I LOVE YOU
I LOVE YOU
كد جاوا در قالبسرا <

كد جاوا در قالبسرا >